تبلیغات
شوق زیارت - امامزاده های ایران و جهان - امام هادی (علیه السلام) - امام علی بن محمد الهادی(ع) - امام دهم شیعیان

شوق زیارت - امامزاده های ایران و جهان

« من به همه امامزادگان علاقة خاصی دارم حضرت علی ابن باقر (ع) كه جای خود دارد .» مقام معظم رهبری

 

امام هادی (علیه السلام) - امام علی بن محمد الهادی(ع) - امام دهم شیعیان

 

نوع مطلب :حضرت امام علی النقی الهادی(ع) ،عراق ،سامراء ،

نوشته شده توسط:خادم مجازی

زندگی نامه امام هادی (ع)

http://netbest.persiangig.com/Imam Naghi/haram/14.jpg

حضرت امام علی بن محمد الهادی علیه السلام در نیمه ذیحجه سال 212 هجری در "صریا "، منطقه ای واقع در 6 کیلومتری مدینه متولد شد. نام مبارک ایشان "علی"، کنیه اش "ابوالحسن" و القاب آن بزرگوار : نجیب، مرتضی، هادی، نقی، عالم، فقیه، امین، مؤتمن، طیب  و عسکری می باشد که مشهورتر از همه "هادی" و "نقی" است.

پدر گرامی آن حضرت، امام جواد علیه السلام و مادر ایشان بانوی گرانقدر و با فضیلتی به نام "سمانه مغربیه" است. محمد بن فرج می گوید:

"ابوجعفر ، محمد بن علی علیه السلام مرا خواست و فرمود: کاروانی از را ه می رسد که برده فروشی در میان آن است و کنیزانی همراه خود دارد.  سپس هفتاد دینار به من داد و امر کرد با آن کنیزی را با مشخصاتی که داد، بخرم. من ماموریت را انجام دادم. این کنیز همان مادر امام هادی علیه السلام است.

قدر و منزلت این بانوی گرامی بدان پایه بود که امام هادی علیه السلام درباره اش فرمود : «مادرم عارف به حق من و اهل بهشت است. شیطان سرکش به او نزدیک نمی شود، خداوند حافظ و نگهبان اوست و او در زمره مادران صدیق و صالحان قرار دارد.» (1)

عبادت امام


امام هادی علیه السلام شب هنگام به پروردگارش روی می آورد و شب را با حالت خضوع به رکوع و سجده سپری می کرد و بین پیشانی نورانی اش و زمین، جز سنگ ریزه و خاک حایلی وجود نداشت. پارسایی و انس با پروردگار، آن چنان نمودی در زندگی امام داشت که در مقام بیان برجستگی و صفات والای آن گرامی به ذکر این ویژگی پرداخته اند.

ابن کثیر می نویسد: او عابدی  وارسته و زاهد بود. ایشان کمر همت به عبادت بسته، فقیه و پیشوا بود.

ابن عباد حنبلی نیز می گوید: کان فقیها، اماماً ، متعبدا. (2)

اخلاق حسنه امام


پیشوایان معصوم علیهم السلام انسانهای کامل و برگزیده ای هستند که به عنوان الگوهای رفتاری هدایت جامعه را به سوی خداوند عهده دار شده اند.
گفتار و منش امامان علیهم السلام، ترسیم "حیات طیبه" انسانی و وجودشان تبلور تمامی ارزشهای الهی است.

نمونه تعبیرامام هادی علیه السلام  در زیارت جامعه کبیره *
معدن رحمت، گنجینه داران دانش، نهایت بردباری و حلم، بنیانهای کرامت، خلاصه و برگزیده پیامبران، پیشوایان هدایت، چراغهای تاریکی، پرچمهای پرهیزکاری، نمونه های برتر و حجت های خدا بر جهانیان هستند.

امام هادی علیه السلام همچون نیاکان خود در برابر ناملایمات بردبار بود و تا جایی که مصلحت اسلام ایجاب می کرد با دشمنان حق و ناسزا گویان و اهانت کنندگان به ساحت مقدس آن حضرت، با بردباری برخورد می کرد. "بریحه" عباسی - که از سوی دستگاه خلافت به سمت امام جماعت مکه و مدینه منصوب شده بود- از امام هادی علیه السلام نزد متوکل شکایت کرد و برای او نوشت: اگر خواهان حفظ مکه و مدینه هستی ، "علی بن محمد" را از این دو شهر بیرون کن زیرا او مردم را به سوی خود خوانده و گروه زیادی از او پیروی کرده اند.

متوکل امام را از کنار حرم رسول خدا صلی الله علیه و آله تبعید نمود. هنگامی که امام از مدینه به سمت سامرا در حرکت بود، بریحه نیز  همراه ایشان بود. در بین راه بریحه به امام گفت: تو خود می دانی که عامل تبعید تو من بودم. سوگند می خورم که چنانچه شکایت مرا نزد خلیفه ببری، تمام درختانت را در مدینه آتش می زنم، خدمتکارانت را می کُشم و چشمه های مزارعت  را کور  می کنم. بدان که این کارها را خواهم کرد. امام علیه السلام در جواب فرمود:

«نزدیک ترین راه برای شکایت از تو این بود که دیشب شکایت تو را نزد خدا بردم و من این شکایت را که بر خدا عرضه کردم نزد غیر او، از بندگانش نخواهم برد» بریحه چون این سخن را از امام شنید، به دامن آن حضرت افتاد،  تضرع کرد و از ایشان تقاضای بخشش نمود. امام فرمود: تو را بخشیدم. (3)

امام علیه السلام در بیان دیگران


امام هادی علیه السلام پیوسته تحت نظر حکومتهای جور بود و سعی می شد که آن حضرت با پایگاههای مردمی و افراد جامعه تماس نداشته باشد.  با این حال آن مقدار از فضایل اخلاقی از ایشان بروز نموده که دانشمندان و حتی دشمنان اهل بیت علیهم السلام را به تحسین آن وجود الهی واداشته است. ابوعبدالله جنیدی از دانشمندان مسلمان می گوید: سوگند به خدا، او بهترین مردم روی زمین و برترین آفریده های الهی است. متوکل در نامه ای که برای امام علیه السلام می نویسد خاطر نشان می کند: میرالمومنین عارف به مقام شماست و حق خویشاوندی را نسبت به شما رعایت می کند و طبق آنچه مصلحت شما و خانواده تان می باشد عمل می کند. (4)

شاگردان امام


بنا براظهار شیخ طوسی، تعداد شاگردان امام هادی علیه السلام بالغ بر 185 نفر بوده است که در میان آنان چهره های برجسته علمی و فقهی فراوانی که دارای تالیفات گوناگونی بودند نیز دیده می شود. در اینجا از برخی شاگردان آن حضرت به طور اختصار یاد می شود:

1- ایوب بن نوح: مردی امین و مورد وثوق بود و درعبادت و تقوا رتبه والایی داشت، چندان که او را در زمره بندگان صالح خدا شمرده اند. او  وکیل امام هادی و امام عسکری علیهما السلام بود. ایوب به هنگام وفات تنها یکصد و پنجاه دینار از خود به جای گذاشت، در حالی که مردم گمان می کردند او پول زیادی دارد.

2- حسن بن راشد: وی از اصحاب امام جواد و امام هادی علیهما السلام شمرده می شود و نزد آن دو بزرگوار از منزلت و مقام والایی برخوردار بوده است.

3- حسن بن علی ناصر : شیخ طوسی او را از اصحاب امام هادی علیه السلام شمرده است . وی پدر جد سید مرتضی از سوی مادر است . سید مرتضی در وصف او می گوید : مقام و برتری او در دانش و پارسایی ، و فقه روشنتر از خورشید درخشان است . او بود که اسلام را در "دیلم" نشر داد، بگونه ای که مردم آن سامان به وسیله او از گمراهی به هدایت راه یافته و با دعای او به حق بازگشتند . صفات پسندیده و اخلاق نیکوی او بیش از آن است که شمرده نشود و روشنتر از آن است که پنهان بماند .

4- عبد العظیم حسنی:  وی که نسب شریفش با چهار واسطه به امام حسن مجتبی علیه السلام می رسد، از یاران امام هادی و امام عسکری علیهما السلام است. عبدالعظیم ، مردی پارسا ، وارسته ، دانشمند ، فقیه و مورد اعتماد و وثوق امام دهم بود . ابو حماد رازی می گوید : در سامراء بر امام هادی علیه السلام وارد شدم و درباره مسائلی از حلال و حرام از آن حضرت پرسیدم  ، ایشان فرمود : ای حماد ! هر گاه در ناحیه ای که زندگی می کنی ، مشکلی در امر دین ، برایت پیش آمد از عبد العظیم حسنی بپرس و سلام مرا به او برسان .

5- عثمان بن سعید : وی در سن جوانی و در حالی که یازده سال از عمرش می گذشت ، افتخار شاگردی امام را پیدا نمود. امام هادی علیه السلام در مورد او به احمد بن اسحاق قمی فرمود : عثمان بن سعید ، ثقه و امین من است ، هر چه به شما بگوید از سوی من گفته و هر چه به شما القا کند از ناحیه من القا کرده است. (5)

امام هادی و شیعیان ایشان در ایران


اکثر شیعیان در قرن نخست از شهر کوفه بودند. از دوران امام باقر و امام صادق علیهما السلام به این طرف ، لقب"قمی" در آخر اسماء تعدادی از اصحاب ائمه به چشم می خورد. اینها اشعری های عرب تباری بودند که در قم می زیستند. در زمان امام هادی علیه السلام، قم مهمترین مرکز تجمع شیعیان ایران بود و روابط محکمی میان شیعیان این شهر و ائمه طاهرین وجود داشت. در کنار قم، دو شهر آبه (یا آوه) و کاشان نیز تحت تأثیر تعلمیات شیعی قرار داشته و مردم این شهرها از بینش شیعی مردم قم پیروی می کردند.

مردم قم و آوه ، همچنین برای زیارت مرقد مطهر امام رضا علیه السلام به مشهد مسافرت می کردند که امام هادی نیز آنها را در قبال این عمل "مغفور لهم" وصف کرده اند. (6)

پی نوشتها :

1- دلایل الامامة، ص 216.

2- تاریخ اجمالی پیشوایان علیهم السلام.

3- اثبات الوصیة، مسعودی، صص 196-197

4 الارشاد، شیخ مفید، ص 333

5- الغیبة، شیخ طوسی، ص 215

6- عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 260


http://ahlolbait.com/files/65/image/naghi-0007.jpg


همسر و فرزندان امام هادی (ع)

نویسنده:علی احمدی

همسر امام هادی(علیه السلام)

همسر امام هادى (ع)سوسن نام داشت. وى کنیزی از اهالى نوبه[1] بود. دست تقدیر او را به مدینه و خانه امام هادى‌(ع) رساند و پس از مدتى امام حسن عسكرى‌(ع) از او متولد شد. وى از زنان عارف و فاضل عصر خود و به نام‌هاى «سلیل، حدیثه، حربیه» معروف و مشهور بود. قبل از آنكه امام هادى‌(ع) با آن خانم ازدواج كند، امام جواد(ع) در وصف آن بانو گفت:
«سلیل»، یعنى بیرون كشیده از هر آفت و پلیدى و ناپاكى (بعد، از آینده او خبر داد) و فرمود: اى سلیل! زود است خداوند به تو، حجت خود را عطا فرماید كه زمین را از عدل پر كند، بعد از آنكه از ستم پر شده باشد.[2]
همچنین امام هادى‌(ع) او را ستود و درباره او ‌فرمود:
«سلولٌ مسلولةٌ من الآفات و الانجاس؛ سلول (یكى از القاب سوسن) از بدى‌ها و آلودگی‌ها پاك است».
سوسن به قدرى با فضیلت بود كه وقتى امام حسن عسكرى‌(ع)به شهادت رسید، به عنوان پناهگاه شیعیان به شمار مى‌آمد. احمد بن ابراهیم مى‌گوید: از حكیمه دختر امام جواد(ع)پرسیدم: در این دوران اضطراب و نگرانى شیعه (دوران غیبت حضرت ولى عصر)، شیعیان به چه كسى مراجعه كنند؟ در جواب فرمود: «الى الجدة امّ ابى محمد».
در سال 259 ق. امام حسن عسكرى‌(ع)،سوسن و امام زمان را به سفر حج فرستاد و قبل از حركت، اسم اعظم، سلاح و... را به حضرت مهدى واگذار فرمود. سوسن و نوه گرامی‌اش، به سفر مكه مشرف شدند و سپس به مدینه رفتند. در آن‌جا باخبر شد كه فرزند دلبندش به شهادت رسیده است؛ پس با عجله به طرف سامرا حركت کرد. هنگامى كه به سامرا رسید، متوجه شد جعفر كذّاب ادعاى ارث و وصایت حضرت امام حسن(ع) دارد و خود را وصىّ و وارث امام معرفى مى‌كند. سوسن نزد جعفر كذاب رفته و فرمود: «وصىّ امام حسن من هستم». جعفر قبول نكرد. وى براى اثبات مدعاى خود، نزد «ابوالشّوارب»، قاضى سامرا، رفت و وصایت خود را به اثبات رساند.
سوسن وصیت کرد: هرگاه از دنیا رفتم، مرا در كنار قبر شوهرم امام هادى و فرزندم امام حسن عسكرى‌(ع) دفن كنید. هنگامى كه از دنیا رفت، خواستند به وصیتش عمل كنند، جعفر كذاب به بهانه اینكه وارث برادر و مالك منزل حضرت است، از دفن كردن سوسن خوددارى كرد. در این لحظه به امر پروردگار حضرت مهدى‌(ع)ظاهر شد و خطاب به عموى ناخلفش فرمود: «اى جعفر! آیا این خانه، خانه توست یا خانه من است؟!» و از نظرها غایب گردید. جعفر كه به شدت تحت تأثیر قرار گرفته بود، خود را كنار كشید و به این ترتیب سوسن در كنار شوهر و فرزند معصومش به خاك سپرده شد.[3]

فرزندان

اكثر علماى شیعه چهار فرزند پسر براى امام هادی(ع) ذكر كرده‌اند، اما در تعداد دختران ایشان اختلاف وجود دارد.
حضینى مى‌نویسد: فرزندان امام هادى(ع)عبارت‌اند از: امام حسن (ع)، محمد، حسین و جعفر كه مدّعى امامت و به كذّاب معروف بود.[4]
شیخ مفید مى‌نویسد: جانشین آن حضرت ابامحمد حسن است كه امام بعد از اوست و حسین و محمد و جعفر و دخترى به نام عایشه.[5]
شیخ طبرسى غیر از عایشه، دختری به نام دلالة را هم به عنوان دختر امام هادى(ع) معرفى می‌کند.[6] و ابن شهر آشوب دخترى به نام علیّه براى ایشان نام مى‌برد.[7]
البته با توجه به قرائن و شواهد امكان دارد كه امام هادى(ع) فقط دارای یك دختر بود كه نام‌هاى متفاوتى داشته است. از سخنان علماى اهل سنّت هم این مطلب استفاده مى‌شود كه حضرت امام هادى(ع) چهار فرزند پسر و یك دختر به نام عایشه داشته‌است[8].
ابن عنبه معتقد است كه نسل امام هادى(ع) از طریق دو فرزندش (امام حسن عسكرى و جعفر) ادامه یافت.[9]
اینک به صورت گذرا به شرح حال فرزندان آن حضرت می‌پردازیم:

1. امام حسن عسكرى

امام حسن عسكرى در روز جمعه هشتم[10] ماه ربیع الثانى سال 232ق. در مدینه منوره، دیده به جهان گشود.[11]
مادر گرامی‌ا‌ش، «حُدَیث» بانویى بزرگوار، باتقوا و نیكوكار بود. از دیگر نام‌هاى او «سوسن»، «سلیل» و «جدّه» است.
دوران كودكى آن حضرت، تحت سرپرستى پدر بزرگوارش امام هادى‌(ع)سپرى شد. امام هادى‌(ع)در حق فرزندش مى‌فرماید:
«فرزندم ابومحمد، اصیل‌ترین چهره خاندان نبّوت و استوارترین حجت (خدا) است. او بزرگِ فرزندانم و جانشین من است و امامت و احكام به سوى او باز مى‌گردد».[12]
روایات بسیارى از امام هادى‌(ع)نقل شده است كه در آنها بر امامت و رهبرى امام حسن عسكرى‌(ع)تأكید شده است. صقر بن ابى دلف مى‌گوید: از امام هادى شنیدم كه فرمود:
امام بعد از من، حسن و بعد از حسن، پسرش «قائم» است؛ كسى كه زمین را پر از قسط و عدل مى‌كند؛ همانطور كه از جور و ظلم پر شده باشد.[13]
امام حسن عسكرى‌(ع)، عابدترین فرد زمان خود بود و بیش از همه به عبادت خداوند و انجام دستورهاى الهى مى‌پرداخت. شب‌ها را تا بامداد به تلاوت قرآن، نماز و سجده براى خدا مى‌پرداخت. نماز اول وقت را بر هر كارى مقدم مى‌داشت و هر گاه به نماز مى‌ایستاد، با تمام وجود نیایش مى‌كرد و تا وقتى كه از نماز فارغ نشده بود، هیچ چیزی توجه او را به خود معطوف نمى‌كرد. ابوهاشم جعفری مى‌گوید:
خدمت امام حسن عسكرى‌(ع)شرفیاب شدم. امام مشغول نوشتن چیزى بود. وقت نماز فرا رسید، امام از نوشتن دست كشید و به نماز ایستاد.[14]
سخاوت از اخلاق كریمه امام حسن عسكرى‌(ع)است. او بخشنده‌ترین مردم زمان خویش بود. هیچ فقیر و تهى‌دستى از منزل آن حضرت، دست خالى بر نمى‌گشت. سعى داشت، قبل از آن‌كه ابراز فقر شود به آنان كمك كند. آن حضرت در بیشتر مناطق اسلامى، وكیلانى تعیین فرمود تا حقوق شرعى را از مردم وصول و به فقیران و درماندگان برسانند و به آنان اجازه داده بود كه از آن اموال در راه حل اختلاف میان مسلمانان و دیگر موارد خیر مصرف كنند.[15]

2. سیّد محمد

سید محمد بنابر برخى از منابع، حدود سال 228 ق. متولد شد.[16] بنا بر این قول، سید محمد، فرزند اول امام است؛ ولى طبق برخى روایات سید محمد فرزند دوم و از امام حسن عسكرى‌(ع)كوچك‌تر بود. على بن مهزیار نقل مى‌كند: به امام هادى‌(ع)گفتم: اگر شما از دنیا بروید، به چه كسى رجوع كنیم؟
امام فرمود: «عهدى الى الاكبر من ولدى».[17]
سید محمد به اندازه‌ای جلیل القدر و عظیم الشأن بوده است كه شیعیان خیال مى‌كردند او امام بعدى است. یاران امام هادى‌(ع)نیز درباره امامت وى از امام سؤال مى‌كردند. على بن عمرو نوفلى مى‌گوید:
همراه ابى الحسن‌(ع)در حیاط منزلشان بودیم كه پسرش محمد از جلوى ما گذشت. گفتم: فدایت شوم، آیا امام ما بعد از شما این است؟ امام در جواب من فرمود: نه، امام شما بعد از من، حسن است[18].

علاقه امام به سید محمد

امام هادى‌(ع)و فرزندش امام حسن عسكرى‌(ع)به محمد بسیار ابراز علاقه مى‌كردند؛ به طورى كه امام براى او مجلس ختم برگزار كرد. جمعى از بنى هاشم، از جمله حسن بن حسن افطس نقل كرده‌اند:
روز وفات سید محمد، به خانه امام هادى‌(ع)رفتیم، مشاهده كردیم که در صحن خانه بساط گسترده‌اند و مردم دور تا دور نشسته‌اند. جمعیت را تخمین زدیم، به جز موالى و سایر مردم 150 نفر از آل ابى طالب، بنى هاشم و قریش حضور داشتند. ناگهان امام حسن‌(ع) وارد شد و در كنار پدرش ایستاد. ما حضرت را نمى‌شناختیم. پس از ساعتى امام هادى‌(ع)رو به او كرد و فرمود: «یا بنى احدث للّه شكرا فقد احدث فیك امرا».
امام حسن‌(ع) گریه كرد و گفت: الحمد للّه رب العالمین، ایاه نشكر نعمه علینا و انا للّه و انا الیه راجعون».
پرسیدم: او كیست؟ جواب دادند: حسن‌(ع)فرزند امام على النقى(ع). در آن وقت بیست ساله به نظر مى‌رسید، ما فهمیدیم كه پس از پدر، او امام است.[19]

وفات

سید محمد در سال 252ق. براى زیارت خانه خدا، قصد سفر كرد. هنگامى كه به قریه بلد[20] رسید، مریض شد و درگذشت. شیعیان او را در همان‌جا دفن كردند.[21]

كرامات

كرامات زیادى از این فرزند بزرگوار امام هادی(ع) دیده شده است، میرزا حسین نورى در النجم الثاقب مى‌نویسد:
سید محمد صاحب كرامات متواتر است و حتى نزد اهل سنت هم معروف است. مردم عراق حتى اعراب بادیه نشین هم مى‌ترسند به نام او قسم یاد كنند. اگر آنها را به برداشتن مالى متهم كنند، آن را بر مى‌گردانند، ولى به سید محمد قسم نمى‌خورند؛ زیرا عذاب آن را دیده‌اند.[22]
تعدادى از علما، درباره كرامات سید محمد كتاب هایى نوشته‌اند؛ از جمله: رساله‌اى در كرامات سید محمد بن على الهادى، تألیف مهدى آل عبد الغفار كشمیرى. در اینجا به نمونه‌اى از كرامات وى اشاره مى‌شود:
علامه سید هادى خراسانى بجستانی[23] از سید حسن آل خوجه، از خدام آستانه عسكریین‌(ع)، نقل مى‌كند:
در صحن شریف ابى جعفر سید محمد نشسته بودم. متوجه شدم شخصى عرب در حالى كه یكى از دست‌هایش را به گردن بسته بود، وارد آستانه شد. نزدیك رفتم و از علت مریضی او سؤال كردم. در جوابم گفت: سال گذشته، روزى به منزل خواهرم رفتم. دیدم در حیاط، گوسفندى بسته است. خواستم ذبح كنم و بخورم، خواهرم اجازه نداد و گفت: این گوسفند نذر سید محمد است. من به حرف او توجه نكردم و آن را ذبح كردم، پس از سه روز آثار شلى در دستم نمایان و روز به روز بدتر شد. من متوجه علت آن نبودم، تا اینكه در این اواخر متوجه عملم شدم. حالا هم پشیمانم و براى شفا به آستانه سید محمد آمدم. سپس با همراهیان وارد حرم شد و شروع به گریه و زارى كردند. پس از ساعتى دیدم دستش را حركت مى‌دهد. سجده شكر به جا آورد و نذر كرد هر سال گوسفندى بیاورد و به نیت سید محمد ذبح كند.[24]

3. حسین

درباره حسین بن علی(ع) مطلب زیادى به ما نرسیده است. شیخ عباس قمى مى‌نویسد:
«معروف است كه در نزد قبر عسكریین قبور جمله‌اى از سادات عظام است كه از جمله آنهاست حسین پسر امام على نقی(ع) و من بر حال حسین مطلع نشدم، لیكن آنچه به نظرم مى‌رسد آن است كه سید جلیل القدر و عظیم الشأن بوده؛ زیرا كه من از بعضى روایات استفاده كردم كه از مولاى ما حضرت امام حسن عسكرى و برادرش حسین بن على تعبیر به سبطین مى‌كردند و تشبیه مى‌كردند این دو برادر را به دو جدّشان دو سبط پیغمبر اکرم(ص) امام حسن و امام حسین(ع).
و در روایت ابوالطّیب است كه صداى حضرت حجّت (صلوات الله علیه) شبیه بود به صداى حسین و در شجرةالاولیاء تألیف فقیه، محدّث، و حكیم سید احمد اردكانى یزدى در ذكر اولاد حضرت امام على نقى(ع) است كه حسین، فرزند آن حضرت، از زهّاد و عباد بود و به امامت برادر خود اعتراف داشت و شاید متتبّع ماهر بیابد غیر از آنچه ذكر شد، چیزى كه دلالت كند بر جلالتش».[25]

4. جعفر

جعفر در تاریخ، به جعفر كذّاب معروف است. روایاتى هم از اهل بیت(ع) در نكوهش وى وارد شده است. ابن سیابة مى‌گوید:
«هنگامى كه مى‌خواست جعفر به دنیا بیاید، در خانه‌ى امام هادى(ع) بودم. دیدم اهل منزل همه خوشحال هستند؛ امّا امام خوشحال نبود. گفتم: اى سید و آقاى من! چرا به آمدن این مولود خوشحال نیستید؟ حضرت فرمود: یهوّن علیك امره فانّه سیضلّ خلقاً كثیراً».[26]
از برخى روایات استفاده مى‌شود كه وى در زمان حیات امام هادى(ع) تلاش مى‌كرد که خود را امام بعد از پدر معرفى كند. احمد بن سعد كوفى مى‌گوید:
«به همراه گروهى از شیعیان نزد امام هادى(ع) رسیدیم و از امامت بعد از ایشان سؤال كردیم و گفتیم که برخى مى‌گویند امام بعد از شما، جعفر است و نه حسن.
امام فرمود: [از این سخن‌] بپرهیزید، همانا جعفر دشمن من است؛ اگرچه فرزند من است. همچنین او دشمن برادرش حسن است و حسن او امام بعد از من است...».[27]
همچنین امام هادى(ع) در روایت دیگرى مى‌فرماید:
«از فرزندم جعفر دورى كنید، آگاه باشید همانا نسبت او [به من‌]، همچون حام به نوح است».[28]
همچنین ابوخالد كابلى از امام سجّاد(ع) روایت مى‌كند كه رسول گرامى اسلام هنگامى كه امامان بعد از خود را معرفى مى‌فرمود، موقع ذكر امام صادق(ع) این گونه فرمود:
«... جعفر بن محمد كه او را صادق مى‌نامند. پس براى پنجمین فرزندش )امام هادى(ع)( هم فرزندى است به نام جعفر كه ادّعاى امامت مى‌كند و به خداوند دروغ مى‌بندد! پس او نزد خداوند جعفر كذّاب و افترا زننده به خداوند و مدّعى امرى است كه اهل آن نیست. همچنین او مخالف پدرش و حاسد برادرش است....».[29]
سؤال: آیا جعفر به همین وضعیت باقى ماند یا توبه كرد؟
در تاریخ یا در سخنان اهل بیت: چیزى در این زمینه وارد نشده است. فقط على علوى عمرى در المجدى فى الانساب مى‌نویسد:
«قولى هست كه او قبل از پدرش برگشت و توبه كرد، ولى پس از شهادت برادرش امام حسن، چون گمان مى‌كرد فرزندى ندارد، ادّعاى امامت بعد از برادرش را کرد و به كذّاب معروف شد».[30]
احمد بن اسحاق، وكیل امام حسن عسكرى(ع) مى‌گوید:
«جعفر كذّاب كتابى نوشته و مدّعى شده بود كه در این كتاب، علم حلال و حرام و همه‌ علوم تا ابد نوشته شده است كتاب را خواندم و درباره آن براى امام زمان(ع) نامه‌ای نوشتم. حضرت در جواب نوشتند:
«... از عبارت كتاب معلوم است كه چه كسى نوشته است. خداوند حق را بر اهل آن حفظ كند! خداوند ابا دارد از اینكه امامت را بین دو برادر، بعد از امام حسن و امام حسین، جمع كند...».[31]
جعفر در سال 271ق در سامرا، در حالى كه 45 سال داشت، مرد. او را در كنار قبر پدرش در سامرا به خاك سپردند.[32]

پی‌نوشت‌ها:

[1] . نوبه، نام سرزمین وسیعى در جنوب مصر است. رسول گرامى اسلام اهالى آن دیار را ستود و درباره آنها ‌فرمود: من لم یكن له أخ فلیتخذ اخاً من النوبة. «هر كس برادرى ندارد شخصى از اهالى نوبه را به برادرى بگیرد.
[2] . كشف‌الغمه، ج 3، ص 197؛ منتهى الآمال، ج 2، ص 701 و...
[3] . زنان مردآفرین، محمد محمدى اشتهاردى، ص 185.
[4] . الهدایة الكبراى، ص 313، س 12.
[5] . الارشاد، ص 334.
[6] . دلائل الامامة، ص 412.
[7] . المناقب، ج 4، ص 402.
[8] . الفصول المهمة، ص 283؛ الصواعق المحرقة، ص 207؛ ینابیع المودة، ج 3، ص 129، نور الابصار، ص 337.
[9] . عمدة الطالب، ص 179.
[10] . بعضى از مورخین روز ولادت آن حضرت را دهم ربیع الثانى، بعضى روز چهاردهم همان ماه و بعضى روزهاى دیگر گفته‌اند؛ ولى مشهور همان روز هشتم ربیع الثانى است. (بحارالانوار، ج 50، ص 235
[11] . الارشاد، ج 2، ص 313؛ بحارالانوار، ج 5، ص 235؛ منتهى الآمال، ج 2، ص 701 و... .
[12] . اعیان‌الشیعة، ج 2، ص 41.
[13] . همان، ج 50، ص 239.
[14] . بحارالانوار، ج 50، ص 304؛ اثبات الهداة، محمد بن حسن حر عاملى، ج 3، ص 430،.
[15] . الامام الحسن العسكرى، ص 40؛ مناقب آل ابى‌طالب، ج 4، ص 423.
[16] . دایرة المعارف تشیع، ج 3، ص 410.
[17] . موسوعة كلمات الامام الهادى، پژوهشكده باقر العلوم، ص 126.
[18] . کافى، ج‌1، ص 325
[19] . بحار الانوار، ج 50، ص 245؛ منتهى الآمال، ج 2، ص 688.
[20] . هم اكنون شهر بلد در هشتاد كیلومترى بغداد و در مسیر بغداد ـ سامرا قرار دارد. اکثر اهای این شهر کوچک شیعه هستند و ارادت ویژه‌ای به سید محمد عابد دارند.
[21] . المجدى، ص130.
[22] . ابو جعفر محمد بن على الهادى، غروى اردوبادى، ص 40.
[23]. زندگی این عالم بزرگوار در گلشن ابرار جلد5، ص329. آمده است.
[24] . همان، ص 42.
[25] . مفاتیح الجنان، ص 1012.
[26] . اكمال الدین و اتمام النعمة، ص 321.
[27] . الهدایة الكبرى، ص 320.
[28] . همان، ص 381.
[29] . اكمال الدین و اتمام النعمة، ص 219؛ اثبات الهداة، ج 1، ص 275، ح 129.
[30] . المجدى فى الانساب، ص 130.
[31] . الغیبة، شیخ طوسى، ص 287.
[32] . همان، ص 84.

منبع: فصلنامه کوثر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


ولادت حضرت علی (ع) و روز پدر مبارک باد دوشنبه 21 فروردین 1396
حضرت فاطمه زهرا (سلام الاه علیها) ؛ مادر سادات و امامزادگان سه شنبه 10 اسفند 1395
مزار حضرت خدیجه کبری (س) همسر باوفای پیامبر اکرم (ص)- مکه -عربستان پنجشنبه 27 خرداد 1395
آیا در این چند سال واقعا امامزاده ها چند برابر شده اند؟! شنبه 7 فروردین 1395
امامزاده سید جعفر محمد (ع) شهر یزد شنبه 29 اسفند 1394
امامزاده حمزه بن موسی (ع) شهرری - جد امام خمینی (ره) چهارشنبه 14 بهمن 1394
امامزاده حمزه عرب بیجار ؛میزبان زیباترین طلوع خورشید سه شنبه 13 بهمن 1394
زیارت امام حسن عسكری (علیه السلام) یکشنبه 27 دی 1394
امام هادی (علیه السلام) - امام علی بن محمد الهادی(ع) - امام دهم شیعیان شنبه 26 دی 1394
محکومیت قتل عالم مؤمن و مظلوم شیخ نمر توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی جمعه 25 دی 1394
حضرت رقیه (س) امامزاده ای کوچک شنبه 23 آبان 1394
فرزندان امام حسن عسکری(ع) جمعه 8 آبان 1394
فرزندان پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (ص) - ابراهیم فرزند رسول خدا(ص) جمعه 8 آبان 1394
امامزاده بی بی رقیه خاتون (س)- روستای نشلج -مشهد اردهال کاشان جمعه 24 مهر 1394
امامزاده رقیه خاتون (س) نطنز کاشان جمعه 24 مهر 1394
لیست آخرین پستها